ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
92
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
گرديدند و در راه دو كشتى آنها غرق شد تا به كرانهء حضر موت رسيدند و پاى به خاك يمن نهادند . در آن جا مردم بسيارى به سيف بن ذى يزن پيوستند . از سوى ديگر مسروق يكصد هزار تن از مردم حبشه و حمير و اعراب را بسيج كرد . و هرز رو به يمن نهاد و دريا را پشت سر گذاشت و همهء كشتىها را آتش زد و سوزاند تا يارانش ديگر اميدى به فرار از راه دريا و نجات خويش نداشته باشند . از خواربار و خوراك و پوشاك هم هر چه با خود آورده بودند همه را آتش زد جز آنچه را كه همان روز مىخوردند يا پوشيده بودند . بعد به كسان خود گفت : « من اينها را تنها از آن رو آتش زدم كه اگر حبشيان در اين جنگ پيروز شدند بر آنها دست نيابند ولى اگر ما پيروز شديم بديهى است كه چند برابر اينها را به دست خواهيم آورد . بنا بر اين ، اگر مىجنگيد و پايدارى مىكنيد ، به من بگوييد و اگر نمىكنيد ، هم اكنون من خود را بر روى شمشير خويش مىاندازم تا از پشتم سر بدر آورد . » آنان كه ديدند اگر فرماندهشان چنين كارى با خود بكند به چه روزى خواهند افتاد ، گفتند : « ما همراه تو آنقدر با دشمن مىجنگيم كه يا بميريم يا پيروزى يابيم . » وهرز بعد به سيف بن ذى يزن گفت : « تو چه دارى و چه مىتوانى بكنى ؟ » جواب داد :